تبليغاتX
حرفهایی که نگفتم.... شل سیلور استاین

حرفهایی که نگفتم.... شل سیلور استاین


بیا عزیزم بیا یک تکه دیگر هیزم در آتش بیانداز

برایم کمی گوشت و لوبیا بار کن

بعد سراغ ماشینمان برو ولاستیک آن را عوض کن

حالاجورابهایم را بشوی

و لباسهایم را رفو کن

بعد بیاعزیزم

بیا کنارم بشین

و پیپم را پر از توتون کن

راستی اول پیژامه ام را بیار

و یک قوری چای دیگر دم کن

و بعد بگو چرا می خواهی ترکم کنی؟

چرا می خواهی همه چیز را تمام کنی ؟

مگر اجازه ندادم روزهای تعطیل ماشینم را بشوئی؟

و مگر به تو اخطار ندادم که داری چاق می شوی؟

دیگر بیشتر از این چه می خواهی؟

چرا نمی فهمی که برای یک مرد این همه یعنی .....عشق؟

حالا بیا کنارم بنشین

البته پیش از آن لباسهایم را رفو کن

پیژامه ام را بیار

غذایم را بپز و یک قوری دیگر چای دم کن

وبعد بگو چرا می خواهی ترکم کنی؟

معنی این عصیان زنانه چیست؟

لعنت بر هر چه فمنیست.

...............................................

زدم دلت را شکستم

با زندگی بی حساب شدم.........

مادر.خواهرانم.برادرانم

رفقایم

مرا ببخشید

از دل شکستن خوشم آمده است.

گرچه می دانم که کار خوبی نیست

اما از حالا به بعد چاره دیگری ندارم

چون هیچ کاری را به این خوبی بلد نیستم

و شما هیچ کاری را به این خوبی یادم نداده اید

پس آماده باشید

دل بعدی

شاید مال شما باشد

+ نوشته شده در بیست و نهم تیر 1385 11 قبل از ظهر توسط بهار |


من خوشحالم که خودم هستم

زیرا شبیه تو نیستم

تو هم خوشحال باش که خودت هستی

چون اصلا شبیه من نیستی

برای همین است که می توانیم با هم دوست باشیم

و چه خوب دوستی دوتا آدم مثل ما

که اصلا شبیه هم نیستند

اما همدیگر رو دوست دارند...............

+ نوشته شده در بیست و دوم تیر 1385 2 بعد از ظهر توسط بهار |