تبليغاتX
حرفهایی که نگفتم.... شل سیلور استاین - محبوب آزار طلب

حرفهایی که نگفتم.... شل سیلور استاین


از وقتی محبوب آزار طلبم رفت و مرا تنها گذاشت

برای مشت کوبیدن چیزی ندارم جز دیوار

وقتی کتکش می زدم دوستم می داشت

اما من شیوه بهتری را پیش گرفتم

اینکه هیچ گاه با او بر سر مهر نباشم

بله او همان کسی است که در رویاهایم می دیدم

و آدمی همیشه کسی را که دوست دارد می آزارد

از وقتی محبوب آزار طلبم رفت و مرا تنها گذاشت

برای مشت کوبیدن چیزی ندارم جز دیوار آه........

برای له کردن جز تخم مرغ

برای کمربند بستن جز شلوار

براي پرت كردن جز بستني

براي زدن بر سرش جز ساعت

براي آتش زدن جز كبريت

براي مشت كوبيدن جز ديوار

+ نوشته شده در بیست و هفتم دی 1385 1 بعد از ظهر توسط بهار |