تبليغاتX
حرفهایی که نگفتم.... شل سیلور استاین - Lullabys legends and lies

حرفهایی که نگفتم.... شل سیلور استاین


آقایون جمع بشین می خوام براتون قصه بگم

قصه قتل و کلوچه

قصه پهلوون . جهنم و چاه بی انتها رو بگم

لالایی و قصه و دروغ بگم

خانوما جمع بشین جلو پاهام بشینین

می خوام براتون آواز آسمونهای آبی وآفتابی رو بخونم

قصه پری دریایی و لوبیا و ماشین خوشگلو بگم

لالایی و قصه و دروغ و دروغ

لالایی و قصه و دروغ .

براتون آواز می خونم و براتون می رقصم

لالایی و قصه و دروغ میگم.

شاید متعجبتون کنم

شاید بخندونمتون

شاید چشماتونو پر اشک کنم

ولی وقتی دیگه نباشم

ای خدا

آرزو می کنین پیش شما باشم

پس بطری رو باز کنین و گیتارو بدین

و نگاه کنین تو چشمای گرم عاشقم

تا ببرمتون به جاهایی که تو عمرتون ندیدین

لالایی و قصه و دروغ و دروغ

لالایی و قصه و دروغ .

براتون آواز می خونم و براتون می رقصم

لالایی و قصه و دروغ میگم.

 

+ نوشته شده در پنجم آذر 1386 0 قبل از ظهر توسط بهار |